پاپهاي آوينيون (از سال 1309 به بعد) آنقدر مرتكب اشتباه شدند كه بهترين دوستانشان را در همه جا، جز در فرانسه، دلسرد ساختند. بدين سان بليغترين سخنگويان قرن به پشتيباني از امپراتور در برابر پاپ برخاستند. نظر آنان ساده و قانع كننده بود. امپراتور و پاپ ستونهاي جهان واحدي نيستند، بلكه يكي ستون جهان معنوي و ديگري متعلق به جهان خاكي است. هر يك در قلمرو خود داراي قدرت فايقه است. اين ميتوانست كاملاً ساده باشد، ولي براي پاپهاي آوينيون كه دلبستگي شديدي به دنياي خاكي داشتند، گرفتن همه چيز از دستشان جز قدرت روحاني در حكم شوخي ناهنجاري بود.
گزارش من از اين دعوا خيلي ساده شده است. مطابق عرف سياست، مسئلهٴ اصلي با مسايل جنبي بيشماري سخت درآميخته بود و اين مسايل در هر كشور و هر محلي فرق ميكرد. كشمكش ميان هواداران پاپ و هواداران امپراتور در ايتاليا بيشتر با مبارزهٴ ميان گوئلفها (بازرگانان و بانكداران، طبقهٴ بورژواي جديد، شهرنشينان) و گيبلينها (زمينداران بزرگ و روستاييان) يكي شده بود. ولي با رقابتها و حسادتهاي ديگري هم همراه بود، كه مثلاً ميان شهري با شهر همسايه وجود داشت. آموزش دانته بهعنوان يك گوئلفي بود، ولي چنين اوضاعي او را به گيبليني تبديل كرد.
هنگامي كه او كتاب درباب پادشاهي (حدود 1311؟) را نوشت، تفوق پاپ را به مسايل روحاني محدود ساخت. از لحاظ هواداران تندرو پاپها اين چندان تفاوتي با انكار قدرت پاپها نداشت.
چينو دا پيستوياي حقوقدان، موساتوي مورخ و پترارك هم همين عقيدهٴ دانته را داشتند. استدلال پترارك تاحدي متفاوت بود. او تاحد زيادي از عشق به ادبيات لاتيني (كافران) و امپراتوري روم باستان الهام ميگرفت. همين درعينحال ما را در درك علاقهٴ او به كولا دي ريِنتسو ياري ميكند. دانته، چينو و پترارك در مخالفت محضشان با قدرت دنيوي پاپ، مناديان ايتالياي نو بودند. در مقايسه با رسالهٴ بيپروا و شديدي كه مارسيليوي پادوايي در سال 1324 نوشت، مخالفت اين چهار انسانگرا، دانته، پترارك، چينو و موساتو، با همهٴ شدتش نجيبانه بود. مارسيليو اين رساله را با كمك ژان ژاندوني، فيلسوف برجستهٴ فرانسوي نوشت. اين كتاب كه دفاع از صلح نام دارد، يكي از برجستهترين كتابهاي سياسي سدههاي ميانه است و در آن نظريهٴ كاملي دربارهٴ دولت، پادشاهي و حكومت ارائه شده است و تقريباً با همهٴ قوا از حقوق غيركليسايي دربرابر حقوق كليسا دفاع ميكند. ازاينرو، تنها دفاع از لودويگ چهارم در برابر پاپ يوآنس بيست و دوم نبود، بلكه دفاع از حقوق مردم در برابر كشيشان در امور غيرديني نيز بود. نويسندهٴ دفاع از صلح چنان شجاعتي داشت كه او را پيشاهنگ انقلاب كبير فرانسه و همچنين ((جنبش اصلاح)) دانستهاند. مارسيليو در كتابهاي ديگر هم مبارزهٴ خود را دنبال كرد. ولي هيچكدام نه آن شهرت را يافت و نه چنان هياهويي برانگيخت. با چنين ((دفاع جانانهاي از صلح)) جنگ و نزاع ميان مرامهاي سياسي بالا گرفت و به دشمني ميان دو حزب دامن زده شد، كه در حكم درد زايمان و رنج آمادهسازي براي تولد جهاني تازه بود.